غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

111

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

محمد گويد كه اين توقيع را نقل نموده از نزد على بن محمد بيرون آمدم و در روز ششم باز پيش او رفتم و ديدم كه در مقام ارتحالست در خلال آن احوال ازو پرسيدند كه كيست وصى تو گفت للّه الامر هو بالغه و فى الحال از عالم انتقال نمود و العلم عند اللّه المعبود ذكر علامات ظهور امام عليه السّلام و اختتام اين جزو ميمنت انجام برطبق روايات علماء اخبار حوادثى كه قبل از ظهور امام عليه السّلام سمت وقوع خواهد پذيرفت و علامات انقطاع غيبت آنحضرت خواهد بود بسيار است و راقم اين حكايات افادت آثار در مقام اختصار است بنابرآن قلم خجسته رقم بر ذكر بعضى از علامات كه از سيد كاينات يا ائمه هدايت صفات مرويست مبادرت مينمايد و رقم تخفيف بر ساير قضايا ميكشد در كشف الغمه از عبد اللّه بن عمر رضى اللّه عنهما منقولست كه حضرت رسول صلى اللّه عليه و سلم فرمود كه ( لا يقوم الساعة حتى يخرج القائم المهدى من ولدى و لا يخرج المهدى حتى يخرج ستّون كذّابا كلّهم يقول انا نبى ) يعنى قايم نشود قيامت تا بيرون آيد قايم مهدى از اولاد من و بيرون نيايد مهدى تا وقتى كه بيرون آيند شصت دروغ‌گوى كه هريك دعوى نبوت كنند و ايضا از ابن عمر رضى اللّه عنهما مرويست كه رسول صلى اللّه عليه و سلم فرمود كه ( يخرج المهدى و على راسه غمامة فيها مناد ينادى هذا المهدى خليفة اللّه فاتبعوه ) يعنى بيرون آيد مهدى در حالى كه بر سر او ابر پارهء باشد كه در آن ابر نداكننده‌اى ندا كند كه اين مهديست خليفه خدا پس متابعت كنيد او را و از جملهء علامات ظهور قايم خروج سفيانيست و قتل نفس زكية و اختلاف عباسيان در ملك و كسوف و شمس در منتصف رمضان و خسوف قمر در آخر ماه و شنيدن اهل زمين ندائى از جانب سپهر برين و اقبال اعلام سپاه از جانب خراسان و خروج يمانى و ظهور مغربى و نزول اتراك در جزيرهء عرب و سرخى كه پيدا شود در آسمان و بپوشد آفاق را و درآمدن رايات قيس بمصر و رايات كنده بخراسان و بيرون آمدن عبيد از اطاعت سادات خود و قتل ايشان مالكان خويش را و انهدام ديوار مسجد كوفه از ابى حمزه روايتست كه گفت از ابو جعفر محمد الباقر رضى اللّه عنه پرسيدم كه ( خروج السفيانى من المحتوم قال نعم و النداء من المحتوم و طلوع الشمس من مغربها محتوم و اختلاف بنى العباس فى الدولة محتوم و قتل نفس الزكيه و خروج القائم من آل محمد محتوم ) گفتم چگونه خواهد بودندا گفت در اول روز ندا كند نداكنندهء از آسمان بدرستى كه حق با على است و شيعهء او و در آخر روز از زمين ابليس ندا كند كه حق با عثمانست و شيعهء او پس نزديك شنيدن اين ندا اهل بطلان در شك افتند و از ثعلبة ازدى نقلست كه ابو جعفر گفت دو آيت خواهد بود پيش از قيام قائم كسوف شمس در منتصف رمضان و خسوف قمر در آخر ماه پس من گفتم كه يا بن رسول اللّه ( القمر فى آخر و الشمس فى النصف فقال أبو جعفر انا اعلم بما قلت انهما آتيان لم يكونا منذ هبط آدم عليه السّلام ) و بكر بن محمد از امام جعفر الصادق عليه السّلام روايت